دانلود کارآموزی نمونه کارآموزی فایل کار آموزی
خرید ویژه پکیج خرید ویژه پکیج خرید ویژه پکیج

اطلاعیه فروشگاه

در صورت سفارش تبلیغات لطفا با شماره 09187518105 تماس بگیرید

گزارش کارآموزی رنگ و تركيب‌ها در گرافيك

گزارش کارآموزی رنگ و تركيب‌ها در گرافيك

دانلود گزارش کارآموزی  رشته گرافیک رنگ و تركيب‌ها در گرافيك بافرمت ورد وقابل ویرایش تعدادصفحات 35

گزارش کارآموزی آماده,دانلود کارآموزی,گزارش کارآموزی,گزارش کارورزی

این پروژه کارآموزی بسیار دقیق و کامل طراحی شده و جهت ارائه واحد درسی کارآموزی میباشد

مقدمه: 

دنيائي كه ما آن را نظاره مي‌كنيم از دو عنصر مهم تجسمي تشكيل شده است. اين دو عنصر عبارتند از: فرم‌ «شكل» و رنگ، كه هر كدام لازم و ملزوم يكديگرند.  هر موجودي كه در اين دنيا به چشم مي‌خورد، ابتدا از لحاظ شكل و اندازه احساس مي‌گردد، سپس درحالي كه داراي پوششي از رنگ است مورد توجه قرار مي‌گيرد. درعين حال رنگ علامت مشخصه هر شيئي طبيعي است، چنانكه يك گل سرخ به خاطر رنگش از دور جلب توجه مي‌كنند و نظر بيننده را به خود معطوف مي‌دارد و يك ميوة رنگي، با رنگش اعلام مي‌كند كه رسيده است يا نارس مي‌باشد.  زماني كه به سطح فلزات نگاه مي‌كنيم، با توجه به رنگ آنها مي‌توانيم جنس و حتي وزن آنها را احساس نمائيم.  هر وقت به رنگ قرمز آهن گداخته نظر مي‌اندازيم، به صورت طبيعي از لمس كردن آن خودداري مي‌نمائيم. رنگ قرمز كه نمايشگر رنگ آتش است، نمايانگر خود نيز هست، بنابراين ملاحظه مي‌كنيم كه عنصر رنگ در دو مورد جداگانه، مفهوم و ارزش متفاوتي پيدا مي‌كند.  ملاحظه مي‌كنيم كه اهميت رنگ در زندگي انسان اگر بيش از شكل و فرم نباشد، كمتر از آن نيست. معمولاً در آموزشگاه‌ها، از طريق آموزش هندسه و اندازه‌ها، توجه دانش آموزان را به شكل‌ها و فرم‌هاي طبيعت متوجه مي‌سازند.دربارة فرم‌هاي هندسي از جمله دايره، مربع، مثلث وروابط بين آنها آموزش‌هايي داده مي‌شود و حجم‌هاي هندسي مورد مطالعه قرار مي‌گيرند و تعادل و توازن شكل‌ها در نظر گرفته مي‌شوند، يا اينكه با دانش  «پرسپكتيو» آشنا مي‌گردند، و با سطح و حجم آشنايي به دست مي‌آورند، ليكن كمتر به رنگ و نقش و اهميت آن در زندگي انسان توجه داده مي‌شود.  *** دنيائي كه ما ناظر آن هستيم، پوشيده از رنگ است. رنگ براي فرد عالم، همانند هنرمند حائز اهميت است. براي همة مردم نيز لازم است كه به اين پديده با دقت خاصي توجه شود و دسته بندي‌هايي انجام پذيرد.  رؤيت رنگها همواره در رابطه با ( طبيعت اشياء) و (چگونگي تابش نور)  و ( وضعيت عضو بينائي) است و بايد كه در همة حالات، خصوصاً در زماني كه رنگها را تجزيه و تحليل مي‌نمائيم به سه نكتة فوق توجه كافي بنمائيم. در تزيين فضاهاي تزئيني، در معماري، در مهندسي برق، در زمينة‌تبليغات، در عالم سينما، براي فرد عادي در تفرجگاه، براي هنرمند در كارگاه، داشتن هشياري و حساسيت لازم به رنگها ضروري است. بايد به رنهاي اوليه، ثانويه، ثالث، به رنگهاي مكمل وقوانين تركيب رنگها، به تضاد رنگ مايه‌‌ها و دايره و كرة رنگ توجه كافي نمود و براي ارزيابي رنگها، آنها را از نظر توزيع سطوح رنگ، درخشش آن و كيفيت هر رنگ و ابعاد و سطوح آنها مورد دقت قرار داد.  امروزه براي همة افراد غير ممكن است كه جهان را بدون رنگ تصور نمايند، چرا كه پديده‌اي است كه در همه‌ جا حضور دارد و نقش بازي مي‌‌كند. تمام ارتباطات به كمك رنگها حاصل مي‌شود. در روي تابلوهاي راهنمايي، در پيستهاي فرودگاهها، در تقاطع جاده‌ها، در كارخانه‌ها، در خيابانها و پيادر‌وها  نيز چنين است. ماشين آلات و اتومبيل‌ها به رنگهاي مختلف رنگ‌آميزي مي‌شوند تابهتر به چشم بخورند. ديوارهاي سنگي و آجري، كف‌پوش هاي رنگارنگ، در و پنجره‌هاي چوبي به فلزي، رنگ داروها و بسته بندي آنها كه با تركيب شيميائي آنها مطابقت دارد همواره با توجه به ارزش‌هاي رنگها انتخاب مي‌شوند. در منزل، در خيابانها و پارك‌ها، گلهاي رنگارنگ فضاها را رنگين مي‌‌كنند.  سالن‌هاي نمايش و دكور تئاتر با توجه به جلوه‌هاي رنگي، رنگين مي‌؛ردند. در سينما فضاها و صحنه‌ها با دقت‌ فراوان به رنگها آرايش داده مي‌شوند و بازيگران لباسهاي رنگارنگ مي‌پوشند و نورافكن‌هاي رنگين با رنگ خود، نمود صحنه‌ها را تغيير مي‌دهند.  موزه‌ها مملو از گنجينه‌هاي هنري رنگين هستند كه در آنها رنگ، نقش اساسي را ايفاء مي‌كند. عليرغم وسعت كاربرد رنگ و حضور و تاثير آن در زندگي انسان، معمولاً اكثر افراد نسبت به آن توجه كافي ندارند شايد به خاطر وجود آن در همة حالات و همة‌ حالات و همة‌لحظات زندگي است كه اهميت خود را از دست مي‌دهد و ما را نسبت به خود بي تفاوت و بي انفعال مي‌سازد.  در هر حال انسان پيديدة رنگ را مانند آفتاب قبول دارد و مي‌داند كه قسمت مهمي از زندگي روزانة  انسان با آن مواجه است. ليكن عليرغم بي تفاوتي ما در برابر رنگها، از درك و احساس زيبائي آن عاجز نيستيم. رنگها پديدة قابل تحسيني هستند، خصوصاً زماني كه به طلوع و يا غروب آفتاب نظر بيندازيم و در مقابل تابلو رنگارنگي بايستيم.  رنگها براي زندگي انسان ضروري است، ليكن ضرورت آن به اندازه‌اي نيست كه نتوانيم با كمبود آن از زندگي محروم باشيم، چنانكه افراد «كوررنگ» به خوبي مي‌توانند به زندگي خود ادامه دهند و نيازهاي خود را بر آورده سازند.  علاوه بر اين، رنگها نقش مهمي در زندگي عاطفي و معنوي ما بازي  مي‌كنند، ما به درخشش روزهاي آفتابي و شادابي رنگها تمايل بيشتري داريم و از هواي ابري و خاكستري خسته مي‌شويم. رنگهاي پر زرق و برق ما را آشفته مي‌سازند و رنگهاي ملايم و هماهنگ برايمان خوشايندند. ما پارچه‌هاي رنگين و اشياء خوشرنگ، مثل گلها، درختان سرسبز، آسمان لاجوردين و تپه‌هاي بنفش رنگ را مي ستائيم. رنگها مسرت خاطر ما را افزون مي‌سازند و بر سلامتي انسان اثر مي گذارندو ما اشياء را به خاطر تفاوت رنگهايشان از هم تميز مي‌دهيم و فاصلة‌ آنها را حس مي‌نمايئم. به همان اندازه كه رنگها براي ما جلب و ضروري است، براي اقوام ابتدايي نيز لازم و ضروري بوده است. ابتدائي ترين انسان‌ها كليه‌هاي محقر خود را با انواع رنگها مي‌اراستند و ابزار و آلات و ظروف موردنيازشان را با رنگهاي گوناگون و با شكوه آرايش مي‌دادند. آنها مانند انسان امروزي زينت آلات مختلف به دست و گردن خود مي‌اويختند و هرگاه به ميدان جنگ مي رفتند خود را با تجهيزات و لباسهاي جنگي الوان و درخشنده زينت مي‌دادند تا حيرت و وحشت در دل دشمن ايجاد كنند.  انسان در تمام دورانها با رنگ سروكار داشته و به نحو شايسته اي از ان استفاده نموده است. مصريها، يونانيان، ايرانيان رنگ را به طرق مختلف در زينت لباسها وتزئينات ساختمانها به كار مي‌بردند، به طور كلي رنگها در تمام احوال و زمانها توجه انسان را جلب نموده و مي‌نمايد. انسان مي‌كوشد تا اسرار و رموز آن را بشناسد و در زندگي خود به كار برد. منبع الهامات او نيز طبيعت است و قوانين و فرمولهاي خود را از مثال‌هاي طبيعت دريافت مي‌نمايد.  پيشرفت علوم و تجربيات محققين نيز،‌ طرق مختلفي براي احساس و فهم  رنگها به وجود آورده است؛ خصوصاً در دو قرن اخير كه فيزيكدانان، فيزيولوژيست‌ها، شيميدان‌ها، روانشناسان، جامعه‌شناسان و اخيراً هنرشناسان مسائل مربوط به رنگ و نور و جريانات مربوط به بينائي را مورد مطالعة عميق و علمي قرار داده‌اند. گرچه هنوز بسياري از رموز رنگها ناشناخته مانده است، ليكن با كوشش مشترك محققين و توجه هنرمندان، انتظار مي‌رود كه اسرار و رموززنگها بيش از پيش شناخته شود، و با ذكاوت و هوش خود، قواعد و قوانين تازه‌اي كشف كنند و راههاي جديدي براي شناسائي كاملتر اين پديده مهم به دست آورند.  بايستي يك دانش‌ پژوه دريابد كه استفاده از رنگها امري نيست كه بتوان آن را بوسيلة مقاديري قوانين فراگرفت،‌ زيرا اصول و ضوابطي كه به عنوان راهنما در استفاده از رنگها به كار مي‌رود، كافي نيستند. در بخش‌هاي بعدي كتاب تجربه‌ها و تمريناتي را مرور خواهيم كرد كه تاحدودي علاقه‌مندان را از بلاتكليفي رهايي خواهد شد، معيارهايي براي شناخت رنگها و سپس ارزيابي آثار هنري ارائه خواهيم نمود.  در قرن هفدهم ميلادي، نيوتن موفق شد با تجزية نور سفيد، رنگهاي طيف را به دست آورد. او كشف نمود كه نور سفيد شامل انواع اشعه است كه هرگاه به طور جداگانه با شبكة  چشم انسان اصابت نمايند احساس يك رنگ مجزا به وجود خواهندآورد، و اختلاط اين اشعه‌ها ( امواج نور) بر روي شبكة‌چشم، رنگ سفيد را محسوس مي‌سازد. درنتيجه معلوم شد كه رنگ، يك مسئلة‌اداركي است و مسئله‌اي مربوط به بينش آدمي است. قبل از نيوتن عموماً تصور  مي‌نمودند كه رنگ تا حد زيادي يك خصوصيت ذاتي و حسي است و مربوط به شكل و تركيب هر شيئ‌ است. چنانكه يك سيب‌سرخ را در نظر بگيريم، به سختي ممكن است قبول كنيم كه رنگ سرخ آن، يك خصوصيت عرضي است و سرخي آن خصوصيت ذاتي نمي‌باشد. هر شييء داراي دو خاصيت‌است، يكي شامل و حجم آن،‌ وديگري نمود رنگي آن است.  از زمان نيوتن تاكنون نظريه‌ةاي علمي بيشماري در رابطه با رنگها ارائه شده است. اكثر اين نظريه‌ها و تجربه‌ها در مورد تجزية‌نور و گذشتن   آن از ميان فيلترها و شيشه‌هاي رنگين است. در حالي كه ديد عادي كه با نمود ظاهري رنگ اشياء سروكار دارد، امري بينهايت عجيب و پيچيده است. زيرا كه رنگ و صورت يا ( شكل)، هر دو از خواص موجودات هستند؛ «مثلاً برگ هم صورت قلب را دارد و هم به رنگ سبز است. به نظر آدمي چنين مي‌نمايد كه شكل برگ، خاصيتي ذاتي و جدانشدني است، در حالي كه رنگ همواره بر اثر مداخلة‌ عوامل محيط دستخوش تغيير مي‌گردد» سبزي يك برگ از فاصلة‌ دور آبي به نظر مي‌آيد، يا در سايه به رنگ ارغواني متمايل مي‌شود و يا در غروب آفتاب سرخ فام مي‌گردد. در بهار رنگ برگها سبز روشن است، در تابستان تيره مي‌شود و در پاييز به رنگ زرد و نارنجي در مي‌آيد. و در صورتي كه اثرات رنگهاي موضعي و پيرامون شييء  را در نظر بگيريم . تركيب رنگهاي موضعي را با رنگ خود‌ شيي ارزيابي نمائيم، خواهيم ديد كه شناخت و درك رنگها تا چه حد پيچيده و مشكل است.  دانشمندان متعددي ماهيت نور و رنگ را مورد آزمايش و بررسي قرار داده‌اند؛ از ميان آنها تحقيقات علمي هلم هولتز، و بلهلم استوالد، شورول و كلارك مكسول اهميت دارد. گوته نيز در عالم زيبائي شناسي رنگ نظرهاي ذوقي خود را عرضه كرده است و رنگ را از عوامل مهم زيبائي به حساب آورده است. او براي تركيب رنگي و نسبتهاي آنهااعدادي را عنوان كرده است كه مي‌تواند معيار هماهنگي رنگها قرار گيرد كه در بخشي از اين كتاب به آن اشاره‌هائي شده است.  در تمام لحظات روز، طبيعت رنگ‌هاي تازه‌اي به خود مي‌گيرد. طلوع و غروب آفتاب رنگهايي مشابه، به چهرة‌ طبيعت مي‌دهند و در ساعات مختلف روز با تغييرات نور و سايه، رنگها مرتباً در حال تغييرند . جو زمين نيز نقش مهمي بازي مي‌كند و مانند فيلترةاي رنگي، رنگهاي متفاوتي را به وجود مي‌آورد و هر چه رطوبت جو بيشتر باشد تغييرات رنگي شديدتر است. علت ظاهر شدن انواع رنگهاي زرد، نارنجي، قرمز و حتي بنفش در طلوع آفتاب، وجود جو اشباع شده از رطوبت و بخار آبي است كه در سطح زمين پراكنده است. در چنين لحظاتي براي بيننده امكان ندارد تا رنگهاي اصلي هر شيي‌ را ببيند، خصوصاً اگر اثرات رنگهاي موضعي و انعكاس آنها را در يكديگر در نظر داشته باشيم.


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 3,000 تومان
کدتخفیف:

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
674_391914_3688.zip60.6k