دانلود کارآموزی نمونه کارآموزی فایل کار آموزی
خرید ویژه پکیج خرید ویژه پکیج خرید ویژه پکیج

اطلاعیه فروشگاه

در صورت سفارش تبلیغات لطفا با شماره 09187518105 تماس بگیرید

گزارش کاراموزی کنترل کيفيت اداره كنترل كيفيت ( دريافت كالا )

گزارش کاراموزی کنترل کيفيت اداره كنترل كيفيت ( دريافت كالا )

دانلود گزارش کاراموزی رشته مدیریت  کنترل کيفيت اداره كنترل كيفيت ( دريافت كالا ) بافرمت ورد وقابل ویرایش تعدادصفحات 90

گزارش کارآموزی آماده,دانلود کارآموزی,گزارش کارآموزی,گزارش کارورزی

این پروژه کارآموزی بسیار دقیق و کامل طراحی شده و جهت ارائه واحد درسی کارآموزی میباشد

مقدمه 

در جهان پر شتاب امروز ، سازمانهاي زيادي در تلاشند تا براي رسيدن به اهداف سازماني و اقتصادي و تداوم از الگوها و شيوه هاي مختلف بهره ببرند و مزيت رقابتي جديدي كسب نمايند تا از سقوط و واژگوني و خطرات ناشي از دگرگوني هاي سريع محيطي و فناوري در امان بمانند .  آنچه كه كيفيت را به دانش پيوند مي دهد ، در ميداني قابل جستجو است كه نيروي زايش ( پژوهش ) ، تبديل ( توليد ) و مبادله ( تجارت ) پديد مي آورند . بدين ترتيب چند كيفيت مهم در مقابل ما قرار مي گيرند ، اينان عبارتند از : كيفيت در مواد ،كيفيت در نظم كار ( از روابط انساني تا روابط ميان جرم و انرژي در ماشين ، و كيفيت در مبادله و از انبار ، حمل و نقل ، روش هاي فروش و مصرف ) ، با توجه به اين موارد دامنه اي بسيار گسترده پديد مي آيد كه نمي توان به راحتي از تغييرات عميق آن بر اقتصاد سياسي و دروني و ارتباطي جهان گذشت .  رويداد مهمي كه شتاب در تحولات كيفي پديد مي آورند ، تاثيري است كه ير روي ساختار مبادلاتي جهان گذاردند . بطوري كه اين تاثير موجب آشكار سازي در قانون مهم مبادله گرديد . جهان امروز كه بر بنياد قدرت تكنولوژيك استوار است دستخوش تحولاتي شده است كه تا كنون نظير نداشته است .  در مركز اين تحولات كيفيت قرار دارد . يعني بنيادي ترين تحول ، تحولي است كه در نيروي اصلاح و انقلاب از نظر تكامل كيفيت ها بدست آمده است . مي دانيد در كيفيت دو جريان مرتبط است اينان عبارتند از : جريان اصلاح و تحول در كيفيت  . در جريان اول ، موضوع مهم ، ايجاد سهمي بيشتر از تقاضاي موجود در بازار است و در جريان دوم ، هدف ، ايجاد تقاضاي مؤثر جديد و بلارغيب مي باشد  هرتحول كيفي درهركالاياخدماتي مي تواندبه مثابه بازاري جديد تلقي شود . به هر حال ما با دو رويداد مهم شتاب آميز روبه روييم . اول ( كيفيت بهتر ) و دوم ( تحول در كيفيت ). هدف ازكنترل كيفيت رسيدن به سطح مطلوبي ازكيفيت يك محصول و يا يك فرآيند توليد و نگهداري آن با برنامه ريزي دقيق استفاده ار ماشين آلات مناسب ، بازرسي مستمر و عمل اصلاح كننده هر گاه كه لازم باشد  است يك نكته اصلي را بايد هميشه در مورد يك محصول در نطر داشت و آن اينست كه محصول بايد خواسته هاي افرادي را كه از آن استفاده مي كنند برآورده نمايد . با توجه به اين نكته مالكيت را شايستگي جهت استفاده تعريف مي كنيم . كلمه مصرف كننده در مورد استفاده كنندگان مختلفي به كاربرده مي شود . مردم معمولا انتظار دارند اتومبيلي را كه خريداري مي كنند عاري از هر گونه عيب يا عدم انطباق در ساخت اوليه باشد و يا به عبارت ديگر بتوان آن را به عنوان يك وسيله مطمئن و مقرون به صرفه براي ساليان درازي استفاده نمود .  به طور كلي كيفيت دو جنبه دارد كه عبارتند از : كيفيت طراحي و كيفيت انطباق ، كليه محصولات يا خدمات در درجه بندي با سطوح مختلفي از كيفيت توليد مي شوند .  اين اختلاف در درجه بندي با سطوح كيفيت عمدا به وجود آمده اند و در نتيجه اصطلاح فني كه مي توان در اين مورد به كار برد كيفيت طراحي مي باشد . هدف اصلي كليه تو ليد كنندگان اتومبيل حمل و نقل ، ايمني مصرف كنندگان است هر چند كه اتومبيلها از نظر اندازه ، وسايل ، وضع ظاهري و عملكرد متفاوت هستند . اين تفاتها ناشي از اختلافهاي طراحي مي باشد كه بطور آگاهانه در اتومبيلهاي گوناگون اعمال مي گردند .اين اختلاف هاي طراحي مواردي از قبيل انواع مواد مصرف كننده در ساخت تلورنس هاي قطعات ، قابليت اطمينان حاصل از توسعه مهندسي موتور و نيروي محركه ، تجهيزات و يا وسايل اضافي ديگر را در بر مي گيرد . طراحي انطباق يعني اينكه محصول تا چه حد با تلورانسها و مشخصات طراحي انطباق دارد . طراحي انطباق تابعي از چندين عامل است كه از ميان آنها مي توان به انتخاب فرآيند ساخت ، آموزش و نظارت نيروي كار ، نوع سيستم تضمين كيفيت ، كنترل فرايند ، آموزش فعاليتها ( بازرسي و غيره ) ميزان پيروي از رويداد و انگيزه نيروي كار جهت دستيابي به سنخيت اشاره دارد . در جامعه ما  سردرگمي قابل توجهي در مورد كيفيت وجود دارد . اصطلاح كيفيت بدون توجه به اين كه آيا منظور ما كيفيت طراحي يا كيفيت انطباق است به كاربرده مي شود . به منظور دستيابي به كيفيت طراحي بايد تصميمات آگاهانه اي در مراحل مختلف طراحي محصول يا فرايند اتخاذ گردد تا اطمينان حاصل شود كه محصول به طور رضايت بخشي قادر است خواسته هاي مورد انتظار را بر طرف نمايد .  در اينجا نكته بسيار مهم ، تمايز بسيار مؤثر ميان پتانسيل هاي خلاق كاركنان با كيفيت و كيفيت كاري است كه اين دو بخش ار نيروي انساني را از تاره هاي تنيده و از خود بيگانه كننده كار تكراري رها سازيم و كار آنها را زايش از كيفيت زايش كنيم . آنهم بطوري كه جريان آنارشي بر فضاي كار غالب نشود . امروزه وضع بصورتي شده است كه تنها در حدود 20 % از اشتغال را بخش توليد به خود داده است . اين بخشها نيز به سرعت با ماشين ها جايگزين مي شوند ، بنابر اين نيروي انساني ناچارند به بخشهايي كه خلاقيت و كيفيت كار خلاق تري را طلب مي كنند اتصال پيدا كنند . يعني نقش نيروي زايش را بازي كنند و هم به عنوان نيروهاي كاشف تقاضا ، بصورت واسطه اي ميان سازمان هاي كار و بازار فعال باشد . براي اينكه بتوانيم به مفهوم كيفي كارهاي جديد توجه كنيم ، هيچ چاره اي نداريم اندكي ، آنچه نامش را جامعه اطلاعاتي مي نامند ، بپردازيم . امروزه آنچنان از جامعه سرمايه داري صحبت مي شود كه ما را مي ترسانند . اما واقعيت امر چيز ديگري است . موضوع اين است كه امروزه اطلاعات بسيار زيادي در دسترس ما قرار دارد . اطلاعات كه در صورت وجود قدرت تحليل و رديابي منطق هاي ويژه مي توان از آنها براي ايجاد تقاضاي مؤثر بهره برد . مگر كار با كيفيت ، رديابي چنين روندي نيست . مشكل اينجاست كه نظام آموزشي ما يك نظام كمي است تا كيفي ، يك نظام خطي است كه شامل دو نقطه ، يكي استاد در بالا نشسته و نماد دانايي و ديگري شاگرد كه در پايين نشسته و نماد ناداني است . هيچ اثري از سوژه مورد مطالعه نيست به همين دليل ما در تحصيل براي رديابي منطق هاي منطقه اي و جهاني و اطلاعاتي كه در دسترس مان قرار مي گيرند ، ناتوان هستيم . كيفيت از اين رو ارزش دارد كه مدام تقاضاي جديد براي مبادله پديد مي آورد . پس توجه ما به اطلاعات فراگيري به خلق روش هاي تحليل و بكارگيري آنها ، مي تواند بر كيفيت ما بيافزايد . با توجه به نكته فوق در مي يابيد كه بنياد اصلي و مهم كيفيت ، نيروي انساني و مديريت است . تنها نيروي انساني داراي روحيه فرديت مستقل و مديريت با توان ايجاد نهادهاي سه گانه و تحقق علمي ارتباط سينرژيك ميان آنها است كه مي تواند به نيروي جديد براي ايجاد تقاضاي بيشتر و نوين دست پيدا كند . اين روند در حقيقت همان روند دستيابي به كيفيت مناسب كار در هر سه حوزه زايش ، تبديل و مبادله است . بنار اين تحليل روابط ميان مدير با كاركنان و چگونگي برخورد اين مجموعه با ضرورت هايي كه مدام كيفيات و كليات بازار ، توليد و منابع را به خطر مي اندازند ، شرط اصلي و مهم دستيابي به تمامي اشكال سه گانه كيفيت زايش ، كيفيت كار و كيفيت مبادله است . بدون اين سه نوع كيفيت نمي توان به توسعه انديشيد .  رابطه بين بهره وري و كيفيت  با گذشت زمان ، كيفيت به عموان عامل اصلي در تصميم گيري مشتريان در مرحله ارزيابي محصول و يا خدمات استفاده مي گردد . اين پديده در همه جا بدون اينكه مصرف كننده يك فرد ، يك سازمان صنعتي ، يك پروژه نظامي با يك خرده فروش باشد مشاهده مي شود . در نتيجه كيفيت يك عامل كليدي در جهت دستيابي به موفقيت هاي تجاري ، رشد و جايگاه رقابتي بهتر محسوب مي گردد . سازمانهيي كه از كيفيت به عنوان استراتژي سازماني استفاده مي كنند و از برنامه هاي بهبود كيفيت مؤثري برخوردار هستند بازده مالي خوبي را تجربه مي نمايند . مصرف كنندگان معمولا احساس مي كنند كه محصولات يك شركت از لحاظ كيفيت نسبت به شركتهاي ديگر برتري دارد و بر اساس چنين معياري تصميم گيري مي كنند . برنامه هاي بهبود كيفيت مناسب و مؤثر باعث نفوذ ارزش در بازار ، ارتقائ بهره وري و كاهش هزينه هاي كلي ساخت و خدمات مي گردد .بنابر اين شركتهايي كه از يك چنين برنامهاي برخوردار هستند مي تواننند برتري خوبي نسبت به رقباي خود داشته باشند . امروزه رسيدن به كيفيت در محيطهاي تجاري و توليدي كار ساده اي نيست . مشكل و مساله عمده ، تكامل سريع فن آوري مي باشد . در 20 سال اخير تحولات زيادي در فن آوري صنايع گوناگوني نظير الكترونيك ، متالوژي ، سراميك ، مواد مركب و علوم شيميايي و دارويي حاصل شده است . اين تحولات باعث پيدايش محصولات و خدمات جديدي گرديده اند . مشكل اساسي در اغلب صنايع ، توليد كافي يكمحصول مي باشد . در اغلب موارد توجه كافي نسبت به كيفيت ، بهره وري ، كارآيي و اقتصادي بودن توليد مبذول نمي گردد . بهره گيري از يك روش بهبود كيفيت مؤثر باعث افزايش بهره وري و كاهش هزينه مي شود . امروزه بهبود كيفيت به عنوان استراتژي تجاري مطرح مي گردد . دلايل گوناگوني براي چنين نگرشي وجود دارد كه مي توان از ميا آنها موارد زير را اشاره نمود :  1 – ارتقائ سطح آگاهي و شناخت مصرف كننده نسبت به كيفيت و عملكرد كيفيت   2– مسئوليت در قبال محصول 3 – افزايش هزينه نيروي كار ، انرژي و مواد اوليه 4 – تنگتر شدن عرصه رقابت 5 – بهبودهاي قابل توجه در زمينه بهره وري با به كار گيري برنامه هاي مهندسي كيفيت . بخشي از اين استراتژي تجاري ، برنامه ريزي كيفيت ، تجزيه و تحليل و كنترل است كه بطور مستقيم بر كيفيت اثر مي گذارد و باعث مي گردد ميزان درآمد ، بازده سرمايه گذاري و بطور كلي درآمد سازمان افزايش يابد . بهبود كيفيت مي تواند رشد تجاري و موقعيت رقابتي سازمان را ارتقائ بخشد . از طرف ديگر بهبود كيفيت معمولا با كاهش هزينه همراه است جهان امروز كه بر بنياد قدرت تكنولوژيك استقرار است دستخوش تحولاتي شده است كه تا كنون نظير نداشته است . در مركز اين تحولات كيفيت قرار دارد . يعني بنيادي ترين تحول ، تحولي است كه در نيروي اصلاح و انقلاب ازنظر تكامل كيفيت ها بدست آمده است .  مي دانيد كه دو جريان بركيفيت مرتبط است . اينان عبارتند از : جريان اصلاح وتحول دركيفيت ، درجريان اول ، موضوع مهم ، ايجاد سهمي بيشترازتقاضاي موجود در بازار است و در جريان دوم ، هدف ، ايجاد تقاضاي مؤثر جديد و بلارغيب مي باشد . هرتحول كيفي دركالا ياخدماتي مي تواند به مثابه بازاري جديد تلقي شود . گفتيم جريان كيفيت ، جرياني است كه به دو صورت ظاهر مي شود .افزايش كيفيت هر محصول يا خدماتي مي تواند آثار بسيار مهمي در روبط معادلاتي بر جاي بگذارد . براي آنكه بتوانيم چنين آثاري را مورد مطالعه قرار دهيم ، بايد خاطر نشان كنيم ما كيفيت را عمدتاًبه دو بخش ساختارهاي كيفي پشتيبان و ساختارهاي كيفي عرضه و مبادله تقسيم كنيم . ساختارهاي پشتيبان همان ساختارهايي هستند كه يك مجموعه كيفي را با خواصي بهتر عرضه مي كنند . اگر ساختار تمامي تكنولوژي ها از سه بخش يا سه نيروي زايش ، تبديل ، و مبادله پديد آمده باشند ، دو نيروي اول را نيروي پشتيبان و نيروي سوم را نيروي عرضه و مبادله كيفيت مي دانيم .  اما توسعه هميشه نيروي خود را تحميل ميكند . با افزايش مدام تحولات كيفي در ساختارهاي توليدي – كالايي بتدريج قانون افت ارزش مواد خام در ساخت كالاها نسبت به ارزش دانش و تكنولوژي آشكار شد. سرمايه هاي جهان يكباره با شوك از دست رفتن 2000 هزار ميليارد دلار پولشان روبرو شدند. بايد منابع زاينده تقاضاي جديدي در جهان سوم شكل مي گرفت . بايد جريان تكنولوژي و سرمايه به صورت جدي دنبال مي شد، به عبارت ديگر اگر تا به حال به چيزي كه انديشيده نمي شد كيفيت هاي كار كالاهاي ساخته شده در جهان سوم بود به سرعت باد ، سر و كله استانداردهاي ايزو و ضرورت ايجاد ارتباطات و مبادلات كالايي و تكنولوژي پيدا شد. جالب اين است كه اين رويدادها حتي آن دسته از كشورهايي كه هنوز اقتصاد شان مواد خام يافت مي شد كه استراتژيك مانده بود ( نظير نفت) از اين موج در امان نبودند. هر چند كه جدال قدرتهاي كهنه با قدرتهاي جديد فضاي سياسي – اقتصادي و حتي فرهنگي آنها را آماج خود قرار داد . به هر تقدير ضرورت نگاه جدي به كيفيت كار كيفيت كالاو خدمات و مبادله آنها بصورت طبيعي شوكي جديد را در كشور ما بوجود آورد . كشورهايي كه از زمان مصرف جدي و گسترده كالاي مدرن تقاضاي خريد براي همين كالاها را از طريق فروش مواد خام بدست مي آوردند به يكباره با شرايط جديدي روبرو شدند. ميزان تقاضاي خريد به دليل افت ارزش مواد خام مدام كاهش مي يافت و طبعاً براي افزايش و يا ثبات اين تقاضا بايد پشتوانه ديگري رديابي مي شد. اين رويدادها نمي توانست بر ساختارهاي اقتصادي و مبادلاتي ايران بي اثر باشد . بنابراين بدون نگاه به كيفيت مناسب كار و كالا ديگر نمي توان به تقاضاي مؤثر در كشورهاي جهان سوم و از جمله ايران دست يافت . آنان كه هنوز هم به نفت دلخوش كرده اند بدانند شوك بعدي نامنتظرتر خواهد بود . همانطور كه گفتيم انقلاب صنعتي با ظهور نيروهاي زايش در سازمانهاي كار پديد آمده ما نيز چاره اي نداريم و به هر شكل ممكن براي ايجاد تقاضاي موثر در ديگر كشورها دست يابيم با رقباي خود در اين كشورها مبارزه كنيم . البته نبايد توقع داشت از اقتصادي كه سالها در زير چتر حمايت  افت كيفيت و بهره وري حاصل از خلاء‌ نيروي زايش فعال در خود را با حمايت دلارهاي نفتي و جلوگيري از نفوذ رقباي خود تجربه كرده است . كيفيت بدون دانش تحقق نخواهد پذيرفت همانطور كه گفته شد با افزايش دانش است كه مي توان روزهاي مختلفي از افزايش سهم بيشتر تقاضاي ثابت در بازار جهاني و اختصاص تقاضاي جديد براي خود را دنبال كرد در اقتصاد به اين روند اخير زايش بازخوردهاي مثبت در مبادلات ميگويند . اگر كينز با نظريه اشتغال پول بهره خود مرض درون نظريه اقتصاد كلاسيك را شناسايي كرد تكنولوژي با ساختار مدام ، نو شونده خود توانست جنازه اقتصاد كلاسيك را با سرعت حيرت انگيزي به خاك سپارد . تنها دهه شصت و هفتاد قرن بيستم ميلادي كافي بود تا اين نكته روشن شود كه تكنولوژي مسلح پژوهش قادر است مدام تقاضاي مؤثر پديد آورد اما ايجاد اين نيرو چندان ساده نيست چرا بايد جرياني است سينرژيك ميان تحول در منابع  تحول ، در نيروي تبديل( توليد ) ، (تحول در نيروي مبادله) شكل گيرد. اين تحولات بايد متناسب با هم صورت پذيرد مديريت هم چيزي جز نيروي هماهنگ كننده سينرژيك ميان اين نيروها براي اصلاح و انقلاب در كيفيت و كميت نيست تنها از اين طريق اين نيرو است كه مي توانيم دست به اصلاح و زايش تقاضاي جديد زنيم . براساس تحليل فوق اكنون كيفيت رادرهر يك از نيروها مورد بررسي قرار دهيم :  1 – كيفيت كار نيروهاي زايش : نيروهاي زايش نيروهايي هستند كه توانايي رديابي آرايش مجدد سينرژيك ، منطق هاي كهنه و زايش منطق هاي جديد را دارند . اين نيروها كه در آغاز انقلاب صنعتي ، تنها در بخش مديريت متمركز بودند ، بعداً بصورت بخشي مستقل در درون سازمان هاي كاركنان شدند . امروزه مي خواهند نيروي زايش را در تمامي بخش هاي ديگر ظاهر كرده و آن را از يك سيستم بسته به قدرتي تبديل كنند كه تمامي سيستم را در بر مي گيرد . به هر حال بدون نيروي زايش ، سيستم ها نه توان آرايش مجدد خود را داشته و نه توان تبديل تجربيات جديد خود به منطق هاي جديد را دارند .به عبارت ديگر ناتواني در زايش دانش به افت كيفيت و بهره وري و افت اين دو به وابستگي در زندگي انگل و ارائه سازمان ها ، كار فرجام پيدا مي كند .


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 3,000 تومان
کدتخفیف:

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
348_387899_2274.zip127.9k